تبلیغات
خونه عشقم - 6 شهریور
خونه عشقم
به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است
چهارشنبه 6 شهریور 1392 :: نویسنده : تیام
وای که امروز خدا چه رحمی بهم کرد دوباره محبتش رو یهم ثابت کرد .امروز بنیتا رو برده بودم پارک با دوستم نگین و پسرش بنیتا رو بردم سوار تاب کردم تازه تابه بچه ها نمیدونم یهو چی شد بنیتا از رو تاب برگشت از پشت با سر خورد زمین من فوری بغلش کردم ولی دیدم یهو یه خانومه اومد از دستم گرفتش نگو اونایی که از پشت میدیدنش فهمیدن چه خبره نفسه بچم رفته بود کبود شده بود لباش هر لحظه بنفش تر میشد هر چی زدم به پاش خانومه زد تو صورتش انگار نه انگار حالت گریه هم نبود که ریسه رفته باشه انگار رفته بود تو کما یهو یکی بهم گفت دم پارک اورژانسه بدو بدو بردمش فقط جیغ میزدم دم کانکس اورژانس تازه یه صدایی ازش در اومد مثل خس خس فوری معاینش کردن حالا همه هم دورمون جمع شده بودن هر کی یه نظری میداد بیچاره نگین که فقط گریه میکرد من از شدت شک و ترس فقط میلرزیدم اشکمم نمیومد بعد از معاینه گفتن خدارو شکر چیزی نیست منتها من زنگ زدم به بهمن و فوری بردمش بیمارستان نیکان اونجا هم معاینه کردن گفتن چون روی فوم افتاده و نرم بوده خدارو شکر مشکلی پیش نیومده خداجونم مرسی مرسیییییییی.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 2 آذر 1392 09:30 ب.ظ
گلارههههههههههههههههه الهییییییییییییی دور سر اون دختر جیگرت بگردم من ...خدا رحم کرده بهش

دلم تنگ شده براتونننننننننننننننن
بووووووووووووووووووووووووووس...تازشم رمز
شنبه 18 آبان 1392 03:56 ق.ظ
سلام تولدت مبارك عزیزم راستی چرا لینكم نكردی تازه رمزم بهم ندادی البته حق داری چون نمیشناسیم ولی به این فكركن كه منم مثل خودت یه مادرم مرسی كه به وبلاگم سر زدی
سه شنبه 14 آبان 1392 02:41 ب.ظ
سلام خوبین؟ من اتفاقی وبلاگتونو دیدم اما جرا همش رمزداره؟
دخمل نازی داری به ما هم سر بزن
جمعه 26 مهر 1392 05:38 ق.ظ
سلام خدارو صد هزار مرتبه شكر جونم به لبم رسید تا آخرشو خوندم همش براش صدقه بده آیة الكرسی بخون اسپند دود كن ونمك رو دورش بچرخون وبریز تو آب انشأ الله كه همه نی نی ها ازبلا دور باشن درضمن من تو هرپستی كه رفتم رمز دار بود ونتونستم ببینم خوشحال میشم هم لینكم كنی هم بهم سر بزنی و رمز بدی مرسی
شنبه 13 مهر 1392 08:45 ب.ظ
گلاره جونم من الان خوندم این مطلب رو خدا خیلی رحم کرده مرتب برا دختر گلت صدقه بد فدات شم :*
دوشنبه 8 مهر 1392 03:47 ب.ظ
خداروشکر گلاره من که با خوندنش مو به تنم سیخ شد. خدا خودش همیشه پشت و پناه بچه هامون باشه آمین.
شنبه 23 شهریور 1392 09:36 ق.ظ
عزیییییییییییییزم خدارو شكر
فرشته كوچولو ایشالله همیشه سلامت باشی
جمعه 22 شهریور 1392 12:25 ق.ظ
khodaro shokr ke be kheir gozasht azizam
bishtar movazebesh bash chon gahi koochektarin gheflati ye omr narahatio ranj be hamraah dare..azize khalaro bebus
پنجشنبه 21 شهریور 1392 06:18 ب.ظ
خدا رحم کرد وایییییییی مردم تا اخرشو خوندم
شنبه 16 شهریور 1392 12:11 ب.ظ
سلام گلاره جون من خواننده خاموش وبلاگتم فقط یه بار پست گذاشتم اونم روز به دنیا اومدن بنیتا جون بود باور نمیكنی اشكم گرفته بود تو رو خدا مواظب بنیتا باش صدقم كنار بذار
راستی من رمز ندارم اگه به منم رمز بدین خیلی خوشحال میشم
جمعه 15 شهریور 1392 12:21 ق.ظ
وای گلاره چی کشیدی موهای بدنم سیخ شد خدا روحم کرد الهی بمیرم بچه طفلی خداروشکر که بخیر گذشت
سه شنبه 12 شهریور 1392 09:27 ب.ظ
Vaaaaaaay che sakh boode gelare!
Elahi bemiram.....
Rasta mam y dafe injoori shode
Kheyli sakhteeeeeeee
Khoda ro shokr chizish nashode
تیام خیلی سخت بود ولی خدا حواسش بهمون بود .....
سه شنبه 12 شهریور 1392 02:57 ب.ظ
وووووووای عزیزم
موها بدنم سیخ شد گفتی
الهی بمیرم براش
ایشالا که از بلا دووور باشه
خداروشکر که چیزیش نشده .....
ببوسش از طرف من
تیام مرسی عزیزم
شنبه 9 شهریور 1392 10:44 ب.ظ
واای اللهی چقدر روز بدی بوده خدا رو. شکر بخیر گذشت تو رو خدا همش 4قل و آیت الکرسی بخون و بهش فوت کن خداییش چشم بد و شور. همه جا هست چه برسه تو پارک
تیام مرسی عزیزم از پیشنهادت
شنبه 9 شهریور 1392 03:42 ب.ظ
عزیزم.......خدا رو شکر که به خیر گذشت......
تیام آره خدا خیلی رحم کرد
شنبه 9 شهریور 1392 09:51 ق.ظ
وای گلاره خدا رحم كرده خیلی ناراحت شدم ایشالله همیشه دختر نازمون صحیح و سالم باشه . اخ الهی بمیرم می دونم اون احظه چی كشیدی
تیام چطوری مامان قلمبه. کی پسملی به دنیا میاد؟
شنبه 9 شهریور 1392 09:47 ق.ظ
وایییییییییی گلاره جون بلا به دور خداكنه واسه شما وهمه مامانها دیگه از این اتفاقها نیفته .دقیقا احساس تودرك میكنمو میدونمچهحال داشته مثل اونزمانیكه امیرحسین تنهاتوخونه پشت در گیركرده بودومن خودمو كشتمواقعا روز بدی بود 11ماهش بود
تیام مرسی چیکو جون بهم سر زدی
شنبه 9 شهریور 1392 12:12 ق.ظ
وای که میدونم چی کشیدی. من بهمن پارسال یه تجربه تلخ شبیه این داشتم. البته کار سام به بیمارستان و سی تی اسکن کشید. از دوتا پاگرد پله پرت شد.از یادآوریش هنوز گریه ام میگیره. نمیدونم اسمش رو چی باید گذاشت و لی بنظر من که معجزه است. بنیتای عزیزم رو ببوس.
تیام وای سی تی اسکن کردن بچه خیلی سخته
شنبه 9 شهریور 1392 12:00 ق.ظ
ای دورش بگرئم عزیزم ایشالا که چیزی نیست قزببونی کن و توکل به خدا حسابی مواظب باشید و ببوسش از طرف من
تیام مرسی عزیزم
جمعه 8 شهریور 1392 07:24 ب.ظ
وای عزیزم.بلا به دور.خداروشکر بخیر گذشته
تیام مرسی عزیزم. یونا رو ببوس
پنجشنبه 7 شهریور 1392 12:27 ق.ظ
وای گلاره خدا رو شکر که چیزی نشده الهی بگردم همه ماجرا یه طرف حال خودت یه طرف
تو رو خدا صدقه یادت نره
تیام خودم که رو به قبله بودم ولی بنیتا نمیدونی جه حالی داشت
چهارشنبه 6 شهریور 1392 10:53 ب.ظ
وااااااااااااااای گیلاره خدارو شکر خطر از سرش گذشت براش اسفند دود کن و صدقه بزار .
مواظبش باااااااااش مادر جان
تیام وای که نمیدونی چقدر ترسیدم بچم چند وقته همش داره بلا سرش میاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


من گلاره هستم الان که دارم این وبلاگ رو مینویسم 27 سالمه و 4ساله که با بهترینم زیر یک سقف زندگیمون رو شروع کردیم یعنی دوم مهرماه سال هشتاد و چهار و آبان ماه سال نود صاحب یه فرشته آسمونی شدیم این وبلاگ رو تقدیم میکنم به تنها عشقم

مدیر وبلاگ : تیام
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

مرجع کد اهنگ